°•::. کتــابـخانـه جنـگلی .::•°
'بیاید حواسمون به طبیعت هم باشه. :)🍃'

درود دوستان؛
خوش‌آمد می‌گم به شمایی که این وب رو برای بازدید انتخاب کردید.

موضوع کلی این وبلاگ درباره‌ی طبیعت هست، که چطور با مادرمون –گایا [Gaia]، طبیعت، زمین یا هرچیز دیگه‌ای که بهش می‌گید– رفتار کنیم.

و در این بین، از موضوعات دیگه‌ای هم –که همه مرتبط با موضوع اصلی هستن– پست می‌ذارم.

°––––––––––––°

برای دسترسی به همه‌ی موضوعات وبلاگ می‌تونید از بخش "Subjectes" [در منوی سمت راست] کمک بگیرید.

من در این وبلاگ تمام تلاشم رو می‌کنم و مطالب مفید رو در پست‌های باکیفیت وبلاگ قرار می‌دم تا هم شما و هم خودم بتونیم لذت ببریم؛ بنابراین یه خواهشی که از شما دارم اینه که قوانین وبلاگ رو –که چیزهای بسیار ساده‌ای هم هستن– رعایت کنید:

1- توهین و استفاده از کلمات رکیک [18+] ممنوع.
2- کپی از مطالب (خصوصاً داستان‌های خود نوشته‌ام)، محتوا و نام وبلاگ در هر صورت ممنوع هست.
3- نظرات و انتقاداتتون رو حتما (با رعایت ادب) با من درمیون بذارید.

–و در باب انتخاب نام وبلاگ

وقتی داشتم نام این وبلاگ رو انتخاب می‌کردم، همیشه این تو ذهنم موج می‌زد که قطعاً باید ربطی به محتوای وب داشته باشه. اما شاید با خودتون فکر کنید "کتابخانه چه ربطی به طبیعت داره؟"

خب، باید بگم شاید در نگاه اول ربطی نداشته باشه، اما وقتی بیشتر فکر کنید می‌فهمید چرا این نام برای وب انتخاب شده.
اگه به نوشته‌های فانتزی نویسندگان دقت کرده باشید، می‌فهمید که موجودات جادویی مثل رویازادها و یا افسون‌ها، همه و همه از طبیعت سرچشمه گرفتند؛ طوری که انگار مثل شاخه‌های تاک بهم گره خوردن.
یکی از مثال‌هایی که می‌تونم بزنم نمایشنامه‌ی رویای شب نیمه تابستان از جناب شکسپیر عزیز هستش که اگر خونده باشیدش، راحت‌تر منظورم رو می‌فهمید.

به‌طور کلی، عقیده‌ی من اینه: سرنوشت طبیعت و کتاب بهم گره خورده. از جنس کاغذ کتاب گرفته تا مطالب داخل اون که از طبیعت به‌دست می‌آد و گهگاهی درمورد محافظت از طبیعت برامون توضیح می‌ده.

درنهایت با تفکر به همه‌ی این‌ها، من نام این وبلاگ رو انتخاب کردم: Forest Library.
در زبان انگلیسی forest به معنای جنگل و library به معنای کتابخانه هست که این دو کلمه در کنار هم این معنا رو به وجود می‌آرن: کتابخانه‌ی جنگلی .

خب، نامه‌ی ماندگار ما کم‌کم داره به پایان‌ش نزدیک می‌شه؛ امیدوارم از مطالب وبلاگ لذت ببرید و براتون مفید واقع بشه.

مراقب خودتون باشید، تا یک نامه/پست دیگه. (:


فرستنده: ادمین وبلاگ، لتیسیا


درود بر شما =>🍀
امیدوارم روزتون به زیبایی یک شاخه گل بشه♡
می خوام در این پست شما رو با گیاه شبدر آشنا کنم ، پس بریم که شروع کنیم .

شبدر جزء حبوبات و از خانواده نخود فرنگی است. منشأ آن اروپا بود و در اواخر دهه 1600 به آمریکای شمالی و ایالات متحده راه یافت. بیش از 300 گونه شبدر وجود دارد. می توان آن را برای برداشت و استفاده به عنوان علوفه یا یونجه پرورش داد. شبدر یک سیستم ریشه عمیق دارد که به سبز ماندن چمن ها در تمام طول سال در آب و هوای شمالی کمک می کند و از جمله مزایای دیگر به ثابت شدن نیتروژن کمک می کند.
دو گروه اصلی شبدر وجود دارد: چند ساله و یک ساله. شبدر چند ساله محبوب‌تر است زیرا شبدر یک ساله سریع‌تر از بین می‌رود. با شبدر چند ساله شما باید هر دو تا سه سال یکبار بذر بکارید ، اما شبدر سالانه هر سال نیاز به کاشت مجدد دارد. رایج ترین انواع شبدر عبارتند از: شبدر سفید، شبدر قرمز و شبدر توت فرنگی.
معمولاً شبدرها در مناطق سایه دار و خشک که توسط درختان و بوته ها احاطه شده است یافت می شوند.
شبدر چهار برگ خاک های شنی و لومی را به خوبی می پذیرد. این گیاه می تواند در شرایط نیمه سایه مانند جنگل های تُنک ( جنگلی که پوشش درختی آن بین ده تا چهل درصد مساحت زمین باشد)، رشد کند‌.

حالا بعد از اینکه با شبدر به خوبی آشنا شدید،می خوام شما رو به قسمت افسانه ای شبدر ، که بعضی ها اعتقاد دارن و بعضی ها هم نه ، ببرم.

امکان داره عده ای از شما درباره شبدر چهاربرگ چیزی شنیده باشید ، درسته شبدر چهار برگ نشانه ی شانس است .
گرچه عده ای هم اعتقاد دارند که شبدر سه برگ هم نشانه ی شانس هست ، ولی خب این رو هم باید بدونیم که به ازای هر شبدر چهار برگ ، 10000 شبدر سه برگ وجود دارد.

شبدرها از افسانه های قدیمی سرچشمه می گیرند که در نهایت در طول زمان منتقل شده اند. بنا بر روایتی ، "وقتی حوا را از بهشت بیرون راندند ، او همراه خود یک شبدر چهاربرگ داشت." ، که از اون زمان به بعد وقتی می دیدند کسی در دستش شبدری نگه داشته است ، می گفتن او محبتی از بهشت دارد.
علاوه بر این، شبدرهای چهار برگ از طلسم های سلتیک هستند که پس از یافتن یکی از آنها محافظت جادویی را به وجود می آورند. شبدرهای چهار برگ از بدشانسی جلوگیری می کنند و امنیت و محافظت را فراهم می کنند.
و همینطور ، شبدر نمادی از تَثلیث مقدس در روز سنت پاتریک است. ( البته لازمه بگم که شبدری که در روز سنت پاتریک معروف است شبدر سه برگ است ، نه چهار برگ .)

🍀چیز قشنگی که به نظرم خوبه درباره اش اطلاع داشته باشیم ، نماد هر برگ ، از شبدر چهار برگ است : برگ اول ایمان ، برگ دوم امید ، برگ سوم عشق و برگ چهارم موفقیت.

در آخر ، امیدوارم این پست باب میلتون بوده باشه ، خوشحال میشم نظر‌هاتون رو بخونم =)🌱


درود دوستان؛ امیدوارم حال‌تون خوب باشه. :)🍃

در این پست قراره به معرفی گایا بپردازیم، پس با من همراه باشید. (^▽^)🍀

"روزی روزگاری، شاید زمانی که این جمله هیچ معنایی نداشت، از میان گرد و غبارِ پوچی و نیستی [خائوس] چیزی، یا شاید هم کسی، به وجود آمد؛ و آن زن، گایا بود... طبیعت."

°––––––––––––°

در اساطیر یونان باستان، گایا [به انگلیسی:Gaia] هویت زمین‌ـه؛ تجسمی از طبیعت، که از خائوس [آشفتگی پیش از آفرینش] به‌وجود اومد. براساس افسانه‌های یونانی، گایا از نخستین و اصلی‌ترین ایزدان و همچنین اولین الهه‌ی زمین‌ـه، چراکه یونانی‌های باستان باور داشتن که اول زمین به‌وجود اومده و بعد آسمان و اقیانوس‌ها.

از فرزندان گایا می‌شه تایتان‌ها (6 دختر: ته‌تیس، ته‌ئی‌آ، تمیس، نماسینی، فوبه، رئا _ 6 پسر: تیتان، اوسئان، کوئوس، کریوس، هی‌پریون، ژاپت، کرونوس)، پونتوس، 3 هکاتونکایر (موجوداتی با 50 سر و 100 دست)، تایفون (اژدهایی با نفس آتشین) و سیکلوپ‌ها (غول‌های تک‌چشم) رو نام برد.

اورانوس (همسر گایا) به‌دلیل تنفر و ترسی که از قدرت فرزندانش داشت، اون‌هارو در تارتاروس (دوزخ خدایان) زندانی کرد؛ اما گایا که از این وضعیت راضی نبود، یک روز همراه با یک داس به تارتاروس رفت و به فرزندانش پیشنهاد انتقام از اورانوس رو داد. سرانجام کرونوس تصمیم گرفت که از پدرشون انتقام بگیره و خلاصه، این‌طور شد که کرونوس فرمانروای خدایان شد؛ اما قبل از اینکه بتونه به‌دلیل پیروزی‌اش جشن بگیره و استراحت کنه، گایا و اورانوس پیشبینی کردند که همین اتفاق برای خودِ کرونوس هم پیش می‌آد.

یه‌مدت که گذشت، رئا (همسر کرونوس) اولین فرزندش رو به‌دنیا آورد؛ اما کرونوس که پیشگویی پدر و مادرش رو فراموش نکرده بود، پیش رئا رفت و اون بچه، و همین‌طور چهارتا بچه‌ی بعدی‌ش رو بلعید.

– وقتی ششمین فرزند رئا؛ زئوس به‌دنیا اومد، پیش گایا رفت و از اون کمک گرفت تا بتونه فرزندش رو نجات بده.

– همچنین جالبه بدونید ترا از اساطیر رم باستان، به نوعی پا جای پای گایا می‌ذاره.

نظرتون درمورد گایا (و همینطور این پست) چیه؟