°•::. کتــابـخانـه جنـگلی .::•°
'بیاید حواسمون به طبیعت هم باشه. :)🍃'

🌱اسب دریایی تقریبا در تمام اقیانوس‌ها ، به استثنای نواحی سردسیریافت می شوند .

🌱طول بدن اسبهای دریایی از ۱۶ میلی متر تا ۳۵ سانتی متر متغیر است.

🌱حرکت این ماهیان به جلو توسط بال زدن باله کوچک پشتی آنها است که در هر ثانیه تا ۳۵ بار می‌تواند به لرزه درآید. باله‌های کوچکتر سینه‌ای هم نقش هدایت و فرمان را بعهده دارند.

🌱جالب است بدانید اسب دریایی برای نگه داشتن خود بر روی آب دمش را به گیاهان دریایی متصل می کند .

°°°°°°°°°°🦋°°°°°°°°°°

اسب دریایی از سخت پوستان کوچک تغذیه میکند ، هر چند میگو یکی از غذاهای مورد‌علاقه آنها است. اسب دریایی یک روش تغذیه خاص بسیار شبیه به شیوه شکار گربه‌سانان دارد. حتما شما تا به حال شکار گربه را از نزدیک و یا حتی یوزپلنگ در حال شکار را در مستند ها دیده‌اید، گاهی اوقات آنها به مدت دو دقیقه بی حرکت می‌نشینند و به شکار خود نگاه می‌کنند تا اینکه در یک لحظه دم خود را تکان داده و با چنگال حمله می‌کنند، تاکتیک اسب دریایی هم همین است.
اسب دریایی دوست دارد غذای خود را برای چند دقیقه قبل از اینکه در نهایت تصمیم به حمله بگیرد ،تماشا کند.🌿

شاید بیشتر شماها شنیده باشید که میگن اسب دریایی نر حامله میشه! حالا بیاین باهم بررسیش کنیم.📋
نوع ماده اسب دریایی مانند سایر ماهی‌ها تخم نمی ریزد و آنها را به حال خود رها نمی کند بلکه تخم ها را درون کیسه ای در بدن اسب دریایی نر می گذارد . اسب دریایی نر تخم ها را تا هنگام خروج نوزاد حفظ می کند . سپس نوزادان از کیسه بیرون می آیند و صاحب زندگی مستقل می شوند .

°°°°°°°°°°🦋°°°°°°°°°°

همینطور که داشتم درباره‌ی اسب دریایی اطلاعات جمع‌آوری می کردم، ویدئو زایمانشون رو هم دیدم که به نظرم پدیده‌ی جالبی بود.

برای دیدن شگفتی کلیک کن


درود🌱

بالاخره 13 فروردین هم از راه رسید!

روزی که به آغوش باز طبیعت میریم و به همراه خانواده و دوستان خوش می گذرونیم3>

🍀~ فقط حواسمون باشه یه وقت طبیعت رو ناراحت نکنیم و اشتباهی سرسبزیش رو به زباله‌دونی تبدیل نکنیم ~🍀

و گفتم چالش!

چالش اینجوریه که حالا که دارین میرین جنگل یا کنار رودخونه پس بیاین از درختی ، پرنده‌ای ، یه گل کوچولو، و یا حتی از اون گاوی که یه جا لم داده عکس بگیرید و برای ما تو گفتینو بفرستید. اگر هم جایی نمیرید می تونید فقط از سبزه عیدتون برامون عکس بفرستید.="

اون وقت من هم عکساتون رو جمع آوری می کنم و در ادامه‌ی همین پست می ذارم تا شاهد زیبایی باشیم🍃

و یه خبری هم می خوام بدم که متاسفانه زیاد خوب نیست. به دلیل مشکلات پیش اومده مجبوریم این وب رو ببندیم و خب من خیلی از این بابت ناراحتم.=(

~~~~~🐢~~~~~

هه! XD دروغ سیزده هم مبارک! وای یه درصد فکر کنین این وب رو ببندیم!@-@ [هیچ‌وقت قرار نیست تو دروغ گفتن خوب بشم ؛-؛X'D]

منتظر عکسای قشنگتون هستم ، از هنر عکاسیتون حسابی استفاده کنید*^*🌳



[• ادامـ ـ ـہ مطـلـ ـ ـب •]۰۰۰ ◄

پژوهش‌ها نشان می دهند خوک‌ها مجموعه‌ای از احساسات را از جمله یک‌نواختی، زودرنجی و درد احساسی را تجربه می کنند. آنها بـه آسانی تعلیم‌پذیر هستند. توانایی آنها در پرداختن بـه بازی‌های ویدیویی، حتی بهتر از کودک یک انسان است.

جالب است که بدانید آنها خواب هم می بینند و اسمی را که برایشان انتخاب شده‌ اسـت تشخیص می دهند. حتی خوک‌های مادر هنگام پرستاری از بچه‌‌خوک‌هايشان برای آنها آواز می خوانند.


کاملیا سیننسیس (Camellia sinensis) نام یک گونه از سرده کاملیا است که از برگ‌های این گیاه چای درست می‌کنند.

نام این گیاه در گویش چینی جنوبی چای و در گویش چینی شمالی به‌صورت تِی تلفظ می‌شد. مردم اروپای غربی نام این گیاه را از چینیان شمالی و مردم خاورمیانه و شمال آفریقا نام آن را از چینیان جنوبی آموختند.

تاریخچه‌ی چای

بر اساس افسانه‌ای یکی از عارفان در کوه چای مشغول مراقبه بود، ولی از خستگی زیاد دائم چشم‌ هایش بسته می‌شد برای اینکه بتواند چشمهایش را باز نگه دارد پلک‌هایش را می‌برد و به درون کوهستان پرتاب می‌کند. از آن پلک گیاهی به نام چای می‌روید که هدیه‌ای است از طرف خداوند برای افرادی که به مراقبه (مدیتیشن) می‌نشینند.

در یک داستان قدیمی دیگری هم آمده است که "حدود پنج ‌هزار سال قبل تعدادی برگ چای در اثر وزش باد به درون یک فنجان آب داغ که در دست «شن نونگ» امپراتور چین بود، افتاد و حاکم نتیجه این حادثه را به عنوان یک تحول بزرگ برای آب ساده و بی طعم اعلام کرد. بعد از آن مصرف چای همه‌گیر شد."


بهار خانم دارد می‌آید. قرار است دوباره با لباس سرسبز و گل گلی‌اش پا روی زمین سرد و سفید بگذارد.
بهار ، زیاد از زمستان خوشش نمی‌آید.
چون زمستان بین پاییز و بهار است، و نمی گذارد آن دو یکدیگر را ببینند.
پاییز بهار را دوست دارد
و بهار ، پاییز را .
گرچه بهم نمی رسند اما به یاد هم می مانند.
شاید بخاطر همین است که می گویند پاییز فصل عشق است.
پاییز به عشقش نرسید پس در فصل خودش تمام سعی خود را می کند تا عاشقان را بهم برساند.

......

بهار، قدم می زند. با هر گامی که برمی دارد ، زیر پایش سبزه‌ها رشد می کنند.
ناگهان به یادش می آید که فراموش کرده از آنها تشکر کند.
سرش را بالا می گیرد و به خورشید و ابر ها می‌نگرد.
بهار:《خورشید نورانی! ابر‌های پنبه‌ای! متشکرم! مطمئنم با کمک شماها امسال هم به خوبی از پسش بر می آیم》
خورشید و ابر‌ها لبخندی از روی رضایت می زنند.

ابر‌ی تقریبا بزرگ‌تر از بقیه ابرها روبه خورشید می گوید:《بانوی من، می شود کمی از نور زیبایت را کم کنی ؟ نگران هستم که مرا به کلی محو کنی! همونطور که میدانی فعلا باید بمانم تا به قول زمینی ها باران بهاری برایشان بفرستم. وقتی تابستان آمد هرکاری خواستی بکن》

خورشید با غرور به سمت ابر برمی‌گردد:《فقط بخاطر بهار. وگرنه شماها را باید از آسمان به این زیبایی حذف کرد ، وقتی فکر می‌کنم چطور به هنگام پاییز و زمستان جلوی نمایان کردن زیباییم را گرفتید خیلی غمگین می شوم》

بهار آهی می کشد و به کارش ادامه می‌دهد.
از کنار درختی می گذرد . درخت شکوفا می شود و تعظیم کوتاهی به بهار می کند.
- درود بر بانو بهار. خوش آمدید
- درود بر تو ای درخت زیبا! امیدوارم امسال بیشتر از قبل پربار بشی.

بهار همینطور به کارهای همیشگی‌اش می رسید که متوجه درخت کاج شد. به سمتش دوید.
بهار:《درخت کاج مهربان! حالت چطور است؟》
کاج: 《اوه! بانو! متشکرم اما من که می دانم برای شما حال من مهم نیست درست است ؟ شما فقط آمده اید که از پاییزتان خبر بشنوید.》
در کنار بهار گل های سرخی رشد می کنند.
- این طور نیست، البته که شماها برای من مهم هستید اما....
- می دانم می دانم بانوی من ، شوخی کردم
درخت کاج می خندد و ادامه می دهد:《البته که باید بیایید پیش من ، من تنها کسی هستم که در تمام فصل های سال بیدارم.》
بهار مشتاقانه سر تکان می دهد.
کاج:《مثل اینکه باز پر حرفی کردم! خب الان تک تک کلمه‌هایی که جناب پاییز گفتند و پیغامی که رساندند را برای شما بازگو می کنم .
جناب پاییز فرمودند:

"دلتنگم و دیدار تو درمان من است

بی رنگ رخت زمانه زندان من است

بر هیچ دلی مبـاد و بر هیچ تنی

آنچ از غم هجران تو بر جان من است"

و البته اضافه کردند که این شعر را شاعر نامداری به نام مولانا سروده است.》
بهار لبخندی می زند و قطره اشکی از چشمانش سرازیر می شود.
ابرها‌ شروع به باران بهاری می کنند.
بهار بعد از چند دقیقه اشک هایش را پاک می کند و خورشید هم نورش را بیشتر می کند تا باران تمام شود.
بهار:《خیلی ازت سپاسگزارم کاج عزیز. لطفا پیام من را هم به پاییز برسان.
بگو بهار گفت :

"اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

خاک من گل شود و گل شکفد از گل من
تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من"

و اضافه کن ، مشخص است که مولانا را می شناسم. مگر می شود که شعرهای زیبایش را ندانم و او را نشناسم ؟》

~~~°°🌱°°~~~

سالی پر از تجربه‌های قشنگ و اتفاق های خاطره‌انگیز رو براتون آرزو می کنم. امیدوارم از تک تک لحظات زندگیتون نهایت لذت رو ببرید.💚

و یادتون باشه ، در زمان حال زندگی کنید . به عقب برنگردید چون نمیشه تغییرش داد ، چون گذشته مانع تغییر میشه پس فقط ازش درس بگیرید . نگران فردا هم نباشید ، اگر قراره انقدر درباره‌ی فردا فکر کنیم که آینده‌ی پر رمز و رازمون و اون آینده‌ی محوی که می خوایم بهش برسیم وجود نداشت =)

°~دوست دار شما ، رزالیا🌿آغاز سال ۱۴۰۲~°